دنیا بگو این رخت عزا از برای کیست؟
بگو خیال است بگو حقیقت نیست
این بیرق سیاه این آگهی فوت
این های و هوی و پیام تسلیت ز چیست؟
دنیا او شمع نه شعله ی ما بود که سوخت
دنیا نگو امید ما رفت دیگر نیست
دنیا خانه ی او در زمستان هم بهار بود
در این بهار خدا اینجا خزان کیست؟
گرچا کارتو جفا کردن است وبس
این جفا به دوستدار قدیمت روا نیست
دیگر نفس کم آورد تورا نخواست
اینجا برای اهل محبت هوا نیست
چرخ زمانه که مدام چرخ می زند
باید نشست و دید فردا نوبت به کیست؟
او که رسید به یار خود وای به حال ما
غافل ز او شدیم و دیگر زمان نیست
دنیا به او بگو به یادش دل خوشیم و بس
جز این برای ما مرهمی نیست که نیست
|
+| نوشته شده توسط
کیانا کمالیها در یکشنبه 1 خرداد1390
|